خرید بک لینک
وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين  استان گلستان   شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 19:03

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين  استان گلستان   شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 20:57

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين  استان گلستان   شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 21:38

غصه ی دنیا ندارم، چون تو، دنیایم شدیحسرت فردا ندارم، چون تو، فردایم شدیداده ام گلخانـه ام را دست تـو ای نازنینبـاغبـان ِ مهـربـان ِ جملـه گلهـایم شدیماه وخورشیدو فلک دیگر نمیخواهم که توروشنـی ِدلپـذیـر ِروز و شب هـایم شدیبی تـو تنهـایی مرا ، بدجور تنها کرده بودآمدی،، دیگـر حبیب قـلب تنهـایم شدیهمچو ماهی بودم و در حسرت آب روانبا وجودت خوب من، مانند دریایم شـدیغصه ای دیگر ندارم، در دلِ حسرت کشمخط بطلانی،، به روی درد و غمهایم شدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 18:29

No need for revenge. Just sit back and wait. Those who hurt you will eventually screw up themselves, and if you're lucky, God will let you watch.

نیازی به انتقام نیست. فقط بشین و منتظر بمون. کسانی که به تو آسیب میزنن در نهایت باعث نابودی خودشون میشن، و اگه خوش شانس باشی، خداوند اجازه میده که با چشمای خودت ببینی.

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1402 ساعت: 18:10

•اگر باور کنی نمیتونی، پس نمیتونی✖•اگر باور کنی که پول نداری، پس پول نداریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1402 ساعت: 7:40

شما زن ها را نمي شناسيد!
زن ها از همه چيز مي ترسند
از تنهايي
از دلتنگي
از ديروز
از فردا
از زشت شدن
از ديده نشدن
از جايگزين شدن
از تكراري شدن
از پير شدن
از دوست داشته نشدن
و شما براي رفع اين ترس ها
نه نياز به پول داريد
نه موقعيت و نه قدرت
نه زيبايي و نه زبان بازي
كافي ست فقط حريم
بازوانتان راست بگويد!
كافي ست دوست داشتن
و ماندن را بلد باشيد!

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 19:18

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين  استان گلستان   شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: سه شنبه 9 اسفند 1401 ساعت: 18:54

ای کاش ببینم ، رُخِ دلجویِ شمارا... از بهر دلم قبله کنم ، کوی شمارا... به به که چه عطری به هواخاسته امشب.. انگار کسی شانه زده ، مویِ شمارا... هرشب من ازین باد کِشم منت بسیار.. شاید به مَشامم بِکِشَد ، بویِ شمارا... دیگرخَبراز جنگ نَبود گرکه به مردم.. میداد خدا ، اَرزَنی از خویِ شمارا... چون تیرشود راست، چوبرمُردِه رسانند.. یک ذَرّه از آن مَرهَم و دارویِ شمارا... دانم که کیآرش به کمان دست نمیبُرد.. می دید گر او آن خَمِ اَبرویِ شمارا... این زاغ سیه چهره ، نِشیند لب بِرکه... شاید به کف آرَد ، پَری از قویِ شمارا... کورم من و ایکاش که یک لحظه ببینم.. آن چهرهٔ زیبا و ، مَهِ رویِ شمارا... آنقدر نِشینَم به کمینگاه ، که شــاید.. دربند کِشد ، دامِ من آهویِ شمارا... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 0:32

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين  استان گلستان   شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 0:32

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين  استان گلستان   شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 0:32

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم پشت سرت حرف ميزنن چه مفهومي داره؟؟ خيلي ساده ..يعني اين که تو دو قدم ازاون ها جلوتري پس در زندگي راهت رو ادامه بدهبه کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بیا تا من بگردم...متين استان گلستان شهرستان آزادشهر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 5:20

وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشموقتي مردم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:40

عشق اگر عشــــق باشد!

با یک اتفـــاق


تو را تعویض نمی کند

همراهـــی ات می کند تا بهبـــود یابی . . .

عشق اگر عشق باشد!

هر ثانیه دستانش در دستان توست،در سختی و آسانی . . .تاابد

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:40

دگر از وحشت مرداب ؛
خودم دلگیرم .

به خدا منتظر فرصت؛
یک تغییرم ..

من اگر برکه صفت؛
ماندم و دریا نشدم ..

چه کنم بسته ی؛
تقدیرم و بی تقصیرم ..

مگذارید دگر بر سر ؛
راهم تله ای ..

من خودم بی تله در دام؛
خودم زنجیرم .


❁

برچسب: نویسنده: فاطمه کاظمی تاريخ: شنبه 18 بهمن 1399 ساعت: 5:18

صفحه بندی